محمد هاشم آصف ( رستم الحكماء )

12

رستم التواريخ ( فارسى )

كه پسر زنش باشد ، از اصفاهان برود به محاربهء ذو الفقار خان . و والاجاه ، جعفر خان - ولد صلبى خود - كه برادر بطنى على مراد خان مذكور باشد ، با پنجاه هزار نفر مرد جنگى از امرا و خوانين و سرهنگان و مهتران و بزرگانى كه كريم خان وكيل ، همه را به ضرب شمشير به شيراز آورده بود و با احسان و انعام ، ايشان را نگهدارى نموده بود ، روانهء به اصفاهان نمود . پس على مراد خان مذكور با دبدبهء سردارى به جانب ذو الفقار خان رفته و او را به ضرب شمشير آبدار ، مقهور و مقتول نموده و با غرور و نخوت تمام ، رو به جانب اصفاهان آمد . جعفر خان مذكور از اصفاهان به جانب شيراز رفت . سرهنگان گرد وى همه متفرق شده ، هر يك به جانب ديار خود رفتند و غوغا و آشوبى برپا نمودند . دانشمندان ، اين را بدانند كه پادشاهى ايران ، موقوف است به نگاه داشتن سرهنگان به پايتخت اعلى و بس . على مراد خان ، با كوكبهء پادشاهى ، وارد اصفاهان شد و به عيش و عشرت مشغول گرديد . والاجاه ، صادق خان ، عالىجاه ، على نقى خان - پسر خود - را با لشكرى خونخوار به جانب يزد فرستاد . يزد را تاراج نمودند و به اهلش آزار و آسيب رساندند و بعد از آن به جانب اصفاهان آمدند . على مراد خان ، لشكرش از هم پاشيده ، بازارهاى اصفاهان را تاراج نمودند و على مراد خان با فوجى از خواص درگاه به جانب همدان فرار نمود . و على نقى خان وارد اصفاهان شد و در ماه رمضان المبارك ، شب و روز به شرب خمر و اعمال شنيعه ، خود و عمله‌جاتش مشغول گرديدند و پسر جميل و دختر جميله در هرجا سراغ مىنمودند ، به زور مىبردند . ناگاه على مراد خان از جانب همدان با لشكرى آراسته ، چون هژبر پنجه ، دررسيد . على نقى خان با لشكر خونخوار خود ، بيرون رفته و با على مراد خان ، محاربه نمود و مغلوب و مقهور ، منهزم به جانب شيراز رفت . على مراد خان با لشكر بسيار و آتشخانهء بىشمار به جانب شيراز رفته و لشكرش قلعهء شيراز را كه در استحكام ، بىنظير بود ، چون نگين انگشترى در ميان گرفتند و مدّت نه ماه از طرفين به جنگ و جدال مشغول بودند و از مردان دلير نام‌آور دو جانب ، پانزده هزار